بهار لعنتی

 

بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان

مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند

(صائب)

 

سال 91 با تمام سختی هاش تنها سالی بود که‌ مطمئنم تک تک لحظه ها و روزهای خوب و بدش تا آخر عمر به یادم می ماند. هر چند روزهای بد زیادی داشتم اما اتفاقات زیادی هم افتاد که خوب یا بد منو به شدت درگیر خودش می کرد و هر دفعه چیز جدیدی یادم می داد که فکر می کنم بهترین و شیرین ترین بخشش پیدا کردن دوستایی بود که مطمئنم همیشه در کنارشون خواهم ماند و می توانم به حضورشون توو زندگی نه چندان دلچسبم افتخار کنم. و از روزها و لحظه های تلخی که خیلی بیشتر و پررنگ تر هم بودند... بگذریم!

شاعر شدی به خاطر یک مشت گاو و خر

شاعر شدی ولی ادبیات درد بود

(سید مهدی موسوی)

 

و اما چند تا خبر:

1-سی دی دکلمه شعرهای مهدی موسوی و آلبوم جدید یاسین صفاتیان با شعر های مهدی موسوی و فاطمه اختصاری به تازه گی منتشر شده که خبر های تکمیلی رو  می توانید توو وبلاگ غزل پست مدرن بخوانید:

وبلاگ غزل پست مدرن

2-کتاب اتاق پرو مجموعه تازه منتشر شده دوست خوبم مهدی اشرفی با انتشارات به نگار کتابی است که می توانید امسال تهیه کنید

 

3-وب سایت پویا صداقت که حتما با رباعی های متفاوت و خوبش آشنا هستید هم به تازه‌ گی راه اندازی شده که می توانید از این به بعد اینجا همراهش باشید

بی پرده

 

4-یک شعر از من در نشریه ی ادبی مایا که می توانید از لینک زیر دانلود کنید و بخوانید

لینک دانلود

 

بعد از مرگم آدامس بخور و تا وقتی تمام نشده فراموشم نکن

(هر طور که بخوانید/عباس صادقی زرینی)

 

و در آخر یک شعر!

سال هزار و سیصد و چندش مهم نیست

تقویممان از ابتدایش درد دارد

باید بخندی به بهار سرد امسال

چون سر رسیدش برگه هایی زرد دارد

ته مانده ی فرهنگمان یک مشت شعر است

شعری که حالا از غنیمت های جنگی است

تاریخ این زن با تمام وسعت خود

از ابتدا تا انتها نامرد دارد

با این تمدن که به ریش ما گِره خورد

/باید که با تیغ ژیلت از ته تراشید/

هم گلّه را هم کله را هم فکرها را

چون نقض قانون خدا پی گرد دارد

مُخ های گندیده که توی کاسه ی خون

بوی تعفن از خودش تولید کرده

شاید که می خواهد بگوید سالهایی

پر افتخار از حیث دست آورد دارد!!

سال هزار و سیصد و چند مزخرف

در ذهن های مردم بدبخت این شهر

چیزی به غیر از بد بیاری نیست اینجا

وقتی بهار لعنتی سردرد دارد

 

 

 پروفایل شخصی من در فیس بوک

/ 38 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید سهرابی

با سلام و احترام آخرین پنجره به روز شد حرف زیادی ندارم جز چند تا رباعی. خوب یا بد... این یک دعوتنامه است

azadeh

با سلام با پستی جدید به روزم: چند نکته ای درباره ی فیلم(آرگو) اگر فیلم را دیدین دوست دارم نظر شما را هم بدونم بدرود

azadeh

نشریه مایا را دانلود کردم در اسرع وقت شعرتان را خواهم خواند اگرچه این شعر اولین شعری بود که از شما خوانده ام اما بسیار دوست میداشتم به خصوص تاریخ این زن با تمام وسعت خود از ابتدا تا انتها نامرد دارد با این تمدن که به ریش ما گِره خورد /باید که با تیغ ژیلت از ته تراشید/ هم گلّه را هم کله را هم فکرها را چون نقض قانون خدا پی گرد دارد مُخ های گندیده که توی کاسه ی خون بوی تعفن از خودش تولید کرده شاید که می خواهد بگوید سالهایی پر افتخار از حیث دست آورد دارد!! هر موقع پست جدید گذاشتید اطلاع دهید با افتخار لینک وبلاگتان را به لیست پیوندهایم افزودم تا بعد

مهدی آخرتی

چون عشق عاشق علی به گلنار بعد از ده سال پنهان شدن سینه به سینه در قریه چرخیده باشی. . . به روزم با شعر و صدای خودم دعوتید این وبلاگ هفته ای چند بار به روز می شود

سید علیرضارئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم و احترام محضر شما بزرگوار و نیک اندیش جنابآقای اسدپور از وبلاگ شما دیدن کردم بسیار خوب و وزین بود خسته نباشید خوشحال میشوم حضور شما را نیز داشته باشم ********* ناله ی درخت را در زیر پایت از خش خش برگ هایش فهمیدم ********* http://kashkoolraeesi.mihanblog.com ارادتمند رئیسی گرگانی

اکرم حیدری

سلام وبلاگ ِ سنگریزه با 2 غزل به روز شد اکرم حیدری/ رشت اردیبهشت 92

رسول رضایی

سلام و مهرفرهاد جان با دو تا طرح به روزم شما دعوتید به شب نشینی خاطره هایم