نمایشگاه کتاب

حالم خیلی بد است 

و فقط شعر آرامم می کند:

 

پشت یک میز کنج یک کافه،باشی اما خودت... و تنهایی

ازدحامی درون سیــــــــگارت برود سمت آن صدا هایی

که کمی آن طرفترت مردی می رود سمت دوست دختر خود

با صدایی بلند می گوید که: "عزیزم چقدر زیبایی"

و نگاهت به سمت دیگر میز،قهوه هایی که یخ زده از تو

و بخارت نمی کند حتی داغی استکانی از...چایی!؟

"نه تشکر نمی خورم دیگر"،عرقی سرد  توی دستانت

تلخی پیک های پی در پی...از خودت هم بدت که می آیی؟!!

آید اما  دوباره پیش خودم؟روم آیا دوباره پیش خودش؟!!

خودم و خود شدن درون خودم،خودم و گریه در خود ارض.ایی

 

اما نمایشگاه کتاب امسال میزبان خیلی از دوستان شاعرم از سراسر ایران است فقط کافی است به خودتان زحمت بدهید و به شبستان مصلی سری بزنید!

 

در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم

غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد

(ادهم آرتیمانی)

 

/ 41 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید سهرابی

با سلام وبلاگ آخرین پنجره با یک رباعی به روز است البته اگر رباعی های پست قبل را نخوانده اید آن ها هم منتظرتان هستند! وبلاگ حکیمباشی هم با مطلبی در مورد چاپ مجموعه های شعر به روز است لینکتان هم افزوده شد!

اشرف گيلاني

بوی شاش و ... جماع و استفراغ! چهره ی روزگار شطرنجی ست! پشت این اتفاق،انگشت است! خنده ی گریه دار شطرنجی ست روی دیوار،رنگ پاشیدند پای هر دار، رنگ پاشیدند سفره ها را گرسنگی خفه کرد! روزهای بهار، شطرنجی ست

محسن نوبخت

سلام فرهاد عزیز ممنون از نظر ارزشمندت با شعری جدید به روزم و منتظر و خانش و نقدت

موسی ماهینی

سلام دوستم لینک یه وبلاگ رو با عنوان گفتگوهای من گذاشتم همون اول وبلاگم روش کلیک کنید باز میشه ! وبلاگشم وبلاگ خوبیه دربرگیرنده ی گفتگوهای من هست با آدمهای مهم و گاهی هم خیلی مهم کسی چه می دونه؟ شاید نفر بعدی که باهاش حرف می زنم خود شما باشید

raha

به تو یاد خواهند داد که هر وقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی،یاد خواهند داد که مثل بدبختها به دیوار بچسبی،یاد خواهند داد که به پای رفقایت بیافتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی،یادت خواهند داد که بخواهی دوستت بدارند،بخواهی قبولت داشته باشند،بخواهی شریکت باشند... (میرا/کریستوفر فرانک) با پستی جدید به روزم لطفاوقتی اپ می شید خبر کنید سپاس

سپهر عموزاده

سلام فرهاد جان! چطوري؟ آقا من به‌روز كردم با شعر، منتظرتم![گل]